تشکر می کنم

بچه که بودیم، تلویزیون بین ساعت پنج تا شش عصر برنامه ی کودک داشت. حالا از قسمت اعصاب خورد کن پخش نقاشیهاش که بگذریم، (که برخی اوقات به 20 دقیقه می رسید) برنامه پخش اذان هم اعصابی خورد میکرد. دقیقاً یادمه که بعضی وقتها از ساعت 5:20 اذان شروع می شد و بعدش هم تا 6 نقاشی و خداحافظ شما.

درستی یا نادرستی ایدئولوژی پخش اذان وسط برنامه ی کودک هر چی بود بماند اما حداقل من یکی رو خیلی از اذان متنفر کرده بود. عینهو زمانهایی که وسط یک مسابقه حساس فوتبال، میرسیدیم به زمان اذان. آی چه حالگیری ای بود. حالا اون اوایل اصرار بر پخش تعقیبات اذان هم بود اما یواش یواش فقط اذان پخش میشد و سریع بر میگشت به فوتبال. اولین باری که دیدم موقع اذان، فوتبال قطع نشد و زیرنویس اذان نوشته شد، خیلی خوشحال بودم. احساس کردم بلاخره کاری انجام شد که به سود اذان بود.

حالا چند وقتیه دوباره همون تفکر بالایی برگشته. فکر کنم تو تلویزیون هم سر این قضیه دعواست. چون بعضی وقتها فوتبال قطع میشه و اذان پخش میشه و برخی اوقات نه!      (فوتبالهای داخلی رو طوری برنامه ریزی میکنن که اذان بیفته بین دو نیمه و مشکلی نباشه اما مسابقات بین المللی دست اینها نیست.)

حالا با این پس- زمینه بیایم سر بازی ایران و قطر که چند روز پیش برگزار شد. گزارشگر برنامه وسط گزارش از اینکه دید فوتبال قطع نشده و زیرنویس کردند اذان رو، از پخش شبکه ی سه تشکر کرد. فکرشو بکن. تشکر کرد.

 

پی نوشت: یک کار مضحک دیگه ی ماها این بود که یکبار یک مسابقه ی آسیایی استقلال افتاده بود تو روز عاشورا. استادیوم آزادی پر بود. قبل از شروع بازی تو استادیوم مراسم عزاداری برگزار شد که یک وقت ملت سوت و کف نزنند و ناجور بشه. تلویزیون هم که می خواست از یک طرف فوتبال رو پخش کنه و از طرف دیگه بهانه به دست کسی نده، مراسم رو پوشش داد. فکرشو بکن صد هزار نفر تماشاچی آبی پوش بلند شده بودند و سینه میزدند. و هنوز جمله ی آخر نوحه خون تموم نشده بود که صداش تو کف و سوت و شادی تماشاچیهایی که برای فوتبال رفته بودند اونجا گم شد.   

/ 2 نظر / 12 بازدید
هاجر

(با اجازه از سرور، پیشکسوت عزیز) کلا دچار تضاد شدیدیم [خنثی]

سرور

سلام. شرمنده جلسه داشتم دير رسيدم. حالا گيرم كه اذان پخش بشه، براي تويي كه جلوي تلويزيون خوابي چه فرقي ميكنه داداش [چشمک]